![]() |
![]() |
|
| lovely love |
|
ما تكيه داده نرم به بازوي يكدگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سرهايمان چو شاخة سنگين ز بار و برگ خامش، بر آستانه محراب عشق بود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:39 توسط setare |
|
|
دل را در موقع تپیدن
من غم را در سکوت سکوت را در شب
شب را در بستر
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:48 توسط setare |
|
|
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا بردم گفتم:يک بخش اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه عطش ديدنت شوق بودنت و اندوه بي توموندنت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:34 توسط setare |
|
|
اگه ميخواستم تو دنيا يه چيز ديگه اي باشم مي خواستم اشك تو باشم كه تو چشات متولد بشم رو گونه هات زندگي كنم و رو لبات بميرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:28 توسط setare |
|
|
عشق یعنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفریا کوچک کردن یک نفر
به اندازه یک دنیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:18 توسط setare |
|
|
عشق به وجود مي ايد ولي هرگز از بين نميرود بلکه از صورتي به صورت ديگر و از شخصي به شخص ديگر منتقل و تبديل مي شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:16 توسط setare |
|
|
خداوندا چرا دل آفريدي؟ چرا اين دل را عاشق آفريدي ؟ اگر عاشق شدن جرم و گناه است چرا سيماي زيبا آفريدي ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:13 توسط setare |
|
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير براي عشق وصال كن ولي فرار نكن براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن براي عشق بمير ولي كسي رو نكش براي عشق خودت باش ولي خوب باش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:9 توسط setare |
|
|
تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا برای در آغوش گرفتن ساحل آرام و
قرار ندارد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:46 توسط setare |
|
|
کاش می شدعشق راتفسیرکرد خواب چشمان توراتعبیرکرد کاش می شدهمچوگلهاشادبود سادگی راباتوعالم گیرکرد کاش می شددرحریم سینه ها عشق راباوسعتش تکثیرکرد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:30 توسط setare |
|
|
عشق است بيا خيانت نکنيم... با غير رفيق خود رفاقت نکنيم. عشق است, نه عادتي که هر روزه شود..
عادت بکنيم به عشق عادت نکنيم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:20 توسط setare |
|
|
ی عشق مدد كن كه به سامان برسيم ... چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:13 توسط setare |
|
|
اگه ميخواستم تو دنيا يه چيز ديگه اي باشم مي خواستم اشك تو باشم كه تو چشات متولد بشم رو گونه هات زندگي كنم و رو لبات بميرم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:12 توسط setare |
|
|
گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت با عشق ساخت، با بي وفايي سوخت، با جدايي مرد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:9 توسط setare |
|
|
سعي کن هيچوقت عشق رو گدايي نکني چون هيچوقت به گدا چيز با ارزشي نميدن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:3 توسط setare |
|
|
ما تكيه داده نرم به بازوي يكدگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سرهايمان چو شاخة سنگين ز بار و برگ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:1 توسط setare |
|
|
اگه تموم زنبورهاي دنيا نيشت بزنن حقته چون خيلي گلي
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:51 توسط setare |
|
|
اي شمع آهسته بسوز شب دراز است اي اشک آهسته بريز غم زياد است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:56 توسط setare |
|
|
عشق یعنی شب نشینی با خدا گفتگو با ناله اما بی صدا عشق یعنی پای کوبی در منا با صفا دل را نمودن آشنا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:28 توسط setare |
|
|
خداوندا چرا دل آفريدي؟ چرا اين دل را عاشق آفريدي ؟ اگر عاشق شدن جرم و گناه است چرا سيماي زيبا آفريدي ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:8 توسط setare |
|
|
ديشب توفکرت بودم که يه قطره اشک از چشمام جاري شد..... از اشک پرسيدم : چرا اومدي!؟.... گفت:..اخه يکي تو چشمات هست که ديگه اونجا جاي من نيست ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:53 توسط setare |
|
|
ای عشق مدد كن كه به سامان برسيم ... چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:47 توسط setare |
|
|
دلتنگی ها را تنها تو بدان بی قراری ها را تو ببین دلشوره را طبیب و درد ها را دوا باش در بی کسی ها تنها همراه و همدمم باش تنها تو بخوان چیزی که هیچ
کس نتوانسته بخواند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:39 توسط setare |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|